کوتاه و خواندنی
در اين بخش چندمطلب علمی جالب و کوتاه تهيه کرده ام. سعی کنيد حتماً آنها را بخوانيد و نظرتان را برای من ارسال کنيد.
ای جی نوبل
رياضىدانان هميشه هم به فرمول هاى سخت و پيچيده فكر نمىكنند. مثلاً نيك سونسون رياضىدان استراليايى در فكر تهيه نرمافزارى براى دوربينها ی ديجيتال است كه مانع از قرمز شدن چشم افراد شود.
به گزارش شبكه دويچه وله آلمان؛ نيك اسونسون و همكارش پيترس بارنس رياضىدانهايى هستند كه محاسبه كردهاند چه تعداد عكس بايد گرفته شود تا چشم هيچ كدام از افراد درون تصوير قرمز نشود! محاسبه اين دو رياضىدان نشان میدهد از هر سه نفر يكى چشمش در تصوير قرمز میافتد. البته براى اين محاسبه، فرمول جالبى هم ارائه كردهاند كه در تهيه نرمافزار جديد براى دوربينها ی ديجيتال موثر خواهد بود.
نيك سونسون و پيترس بارنس براى اين آزمايش ساده و جالب موفق به دريافت جايزه آى جى نوبل رياضيات(Ig-Nobel) شدهاند.
اما اى جى نوبل، جايزهاى از نوع ديگر است كه از شانزده سال پيش توسط دانشگاه هاروارد به سادهترين در عين حال خلاقترين طرح علمى اهدا مىشود. دانشگاه هاروارد براى اهدا اين جايزه معيار جالبى دارد: « اول براى خنده بعد براى فكر كردن، تشويق كنيد ».
نامهی آبراهام لينکلن به معلمان پسرش
به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همهی مردم، دادگر و همه آن ها روراست نیستند.اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر انسان بدکار، انسان خوب هم وجود دارد.به او بگویید به ازای هر سیاستمدار خودخواه، سیاستمدار جوانمردی هم یافت میشود.
به او بياموزيد اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کسب کند، بهتر از آن است که جايي روي زمين، پنج دلار بيابد. به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد.او را از غبطه خوردن بر حذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را يادآور شويد.اگر مي توانيد به او نقش موثر کتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد بينديشد، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود، به گلهاي درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز مي کنند دقيق شود و بنگرد.به پسرم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد.به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ملايم و با گردن کش ها گردن کش باشد.به او بگوييد به باورهايش باور داشته باشد. حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم ياد بدهيد که همه ي حرف ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست مي رسد برگزيند.
ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد. اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد که در اوج غم و اندوه لبخند به لب داشته باشد.به او بياموزيد که از اشک ريختن خجالت نکشد.به او بياموزيد که مي تواند براي انديشه و شعورش مبلغي تعيين کند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.به او بگوييد که تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با همهي نيرو مبارزه کند. در کار آموزش به پسرم نرمي به خرج دهيد اما از او يک نازپرورده نسازيد بگذاريد شجاع باشد. به او بياموزيد که به مردم باور داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد که چه مي توانيد بکنيد.
چرتکه
پدر بزرگ ماشين حساب
چُرتکه ابزاری برای محاسبه چهار عمل اصلی و وسیله محاسبهای قدیمی است که هنوز در بسیاری از کشورهای آسیایی مورد استفاده قرار میگیرد. واژه چرتکه در فارسی احتمالاً از روسی گرفته شده است. گونه روسی چرتکه، چوتی (tschoty) یا شوتی (schoty) نام دارد.
یک چرتکه استاندارد برای انجام چهار عمل اصلی ریاضی مورد استفاده قرار میگیرد و میتوان از آن برای محاسبه ریشه دوم و سوم اعداد نیز استفاده کرد. چرتکه از یک قاب اصلی تشکیل شده است که چندین میله عمودی در آن جاسازی شده و در هر یک از این میلهها تعدادی مهره چوبی وجود دارند که به بالا و پایین حرکت میکنند. یک میله افقی فضای داخل قاب را به دو قسمت تقسیم میکند که به نام ردیف بالا و ردیف پایین شناخته میشوند.
چرتکه را برای استفاده بر روی سطح صافی مانند میز یا روی پا قرار میدهند و تمام مهرههای بالا و پایین را به سمت مخالف میله افقی حرکت میدهند. ارزش عددی هر مهره در ردیف بالا ۵ و در ردیف پایینی معادل ۱ است. هنگامی که مهرهها به سمت میله افقی حرکت داده شوند در واقع شمرده شدهاند.
هنگامی که ۵ مهره در ردیف پایینی شمرده شود، نتیجه به ردیف بالا منتقل میشود. هنگامی که تمام مهرههای بالا و پایین یک ستون شمرده شدند، نتیجه آن یعنی (۱۰) به نزدیکترین ستون سمت چپ آن منتقل میشود.آخرین ستون سمت راست، ستون یکان است، ستون بعدی دهگان، بعدی صدگان و الی آخر. محاسبات اعشاری به این ترتیب انجام میشود که فاصله بین دو ستون به عنوان ممیز تعیین میشود و تمام ستون های سمت راست این فاصله اعداد اعشار و ستون های سمت چپ اعداد صحیح را نشان میدهند.
امروزه مغازه داران آسیایی همچنان از چرتکه برای محاسبات خود استفاده میکنند و استفاده از چرتکه در بسیاری از مدارس خاور دور تدریس میشود. برای آموزش محاسبات ریاضی به کودکان نابینا هم از چرتکه استفاده میشود و این بهترین وسیله جایگزین برای کاغذ و مداد است. علاوه بر آن در بسیاری از مدارس عادی نیز به جای ماشین حساب و یا انجام محاسبات روی کاغذ، از چرتکه استفاده میکنند و روش استفاده آن را به دانش آموزان تعلیم می دهند.
خواب نيمروزی
تنبلی يا نياز طبيعی
هوا داغ است و در اداره گير افتاده ايد؟ نگرانيد که ناگهان سر خود را روی ميز بگذاريد و به خواب برويد؟ مؤسسه روز ملی خواب نيمروزی اخيراً اعلام کرد که شواهد موجود نشان می دهد که دو مرتبه خواب در شبانه روز کاملاً طبيعی است.
جلوی کامپيوتر نشسته و چشمان خود را به سختی باز نگه می داريد. نور آفتاب از پنجره به داخل اتاق کارتان می تابد و به شما می گويد که سخت نگيريد و قدری استراحت کنيد. اما شما همچنان سعی می کنيد به خستگی خود پاسخی ندهيد و سرسختانه به کار ادامه می دهيد.
سازماندهندگان روز ملی خواب نيمروزی که اين هفته برگزار شد می گويند که شما در اشتباهيد. آن ها می گويند که بدن ما به گونه ای طراحی شده است که به خواب نيمروزی احتياج دارد.
سرحال آوردن اعضا و جوارح
نوک کينگزلی سخنگوی مؤسسه آگاهی خواب نيمروزی می گويد: "بيشتر مردم در طول روز استراحتی نمی کنند و تمام روز بيدار می مانند اما آن ها خود را فريب می دهند، اگر آن ها خسته هستند احتمال بيشتری وجود دارد که مرتکب خطا شوند زيرا نمی توانند به روشنی فکر کنند".
او می گويد خواب نيمروزه کوتاه مدت اين مشکل را حل می کند، خواب نيمروزی يعنی به درخواست "بدنمان گوش می کنيم."
وی می افزايد: "انرژی ما دوازده ساعت پس از عميق ترين لحظه خواب شبانه دچار افت می شود، ما خواب آلود می شويم و دمای بدنمان افت می کند، خواب نيمروزه کوتاه ما را سرحال می آورد."
اما چرا ما خواب نميروزه نداريم؟
اگر شما بگوييد که می خواهيد روزی يک ساعت در هنگام نهار ورزش کنيد همکاران تان به شما به عنوان الگو می نگرند اما اگر بگوييد که می خواهيد روزی يک ساعت خرخر کنيد، آيا به همان اندازه مورد تأييد قرار می گيريد؟
نوک کينگرلی می گويد: "خوابيدن از نگاه بسياری يعنی تنبلی، اين در حالی است که اين دو هيچ ربطی به يکديگر ندارند، خواب يعنی پاسخ به نيازی طبيعی، اگر کمپاني ها نگاه بلندمدت تری داشتند متوجه می شدند که خواب نيمروز عملکرد کارکنان آن ها را بهبود می بخشد."
به نظر او، در تابستان که مشکل خواب آلودگی بيشتر می شود خواب نيمروزی کوتاه کمک زيادی به همه می کند.تا پيش از انقلاب صنعتی که ساعات کار مشخصی به همراه آورد، برای مردم شمال اروپا کاملاً عادی بود که بعدازظهر قدری استراحت کنند. آن زمان مردم می خواستند برای شب نشينی و ميهمانی شام سرحال باشند. به همين خاطر چند ساعتی را حوالی ساعت چهار بعدازظهر می خوابيدند. پس از آن، سرحال و گرسنه از خواب بيدار می شدند و شام می خوردند. آن ها از نيمه شب تا هنگام روشنايی صبح به خواب می رفتند.
محروميت از خواب
جيم هرون مدير مرکز تحقيقات خواب در دانشگاه لابرو ميگويد که اين الگو انطباق بيشتری با نياز طبيعی انسان ها دارد. وی می گويد: "ما به گونه ای طراحی شده ايم بايد در طول شبانه روز دو بار بخوابيم. يک خواب طولانی در هنگام شب و يک خواب کوتاه بعد از ظهر."
به گفته پروفسور هرون افرادی که تمايل به خواب نيمروزه دارند، خوب است که حدود پانزده دقيقه در روز استراحت کنند. خواب بيش از آن مفيد نخواهد بود زيرا وقتی از خواب بيدار می شويد احساس می کنيد که سرتان سنگين شده است. اما او هشدار می دهد که بعضی خستگي ها ناشی از دير رفتن به تختخواب است و ربطی به نياز طبيعی بدن ما ندارد.
چقدر ما به خواب احتياج داريم؟
به گفته پروفسور هورن بين هفت تا هفت و نيم ساعت خواب روزانه کافی است. وی اين ادعا را که محروميت از خواب معضل همه گير دنيای مدرن است، رد می کند و می گويد: "اين حقيقت ندارد که مردم صد سال پيش بيشتر می خوابيدند."
ابعاد جهان
پايان جهان کجاست ؟
تعداد آسمان ها از قرن های چهارم تا ششم پیش از میلاد مسیح، اخترشناسان یونانی پی بردند که باید بیشتر از یک سایبان (آسمان) وجود داشته باشد. چون اوضاع نسبی ستارگان ثابت، که حول زمین حرکت میکنند، ظاهراً تغییری نمیکند، اما اوضاع نسبی خورشید، ماه و پنج جسم درخشان ستاره مانند (که امروزه سیارات عطلرد، زهره ، مریخ ، مشتری و زحل میگویند) تغییر میکنند. در قرآن مجید نیز، جایی که صحبت از حقیقت آسمان میکند، لفظ آسمان های هفت گانه به کار برده میشود.
روش های مختلف اندازه گيری فواصل کيهانی در حدود صد و پنجاه سال پیش از میلاد، هیپارکوس (Hyparchus)، فاصله زمین تا ماه را بر حسب قطر زمین به دست آورد. وی روشی را به کار برد که یک قرن پیش از او، به وسیله جسورترین اخترشناس یونانی آریستارکوس (Aristarchus) ، پیشنهاد شده بود. آریستاکوس متوجه شده بود که انحنای سایه زمین، وقتی که از ماه میگذرد، باید ابعاد نسبی زمین تا ماه را نشان دهد. با پذیرش این نظر و به کمک روش های هندسی میتوان فاصله زمین تا ماه را بر حسب قطر زمین محاسبه کرد.
برای تعیین فاصله خورشید نیز، آریستاکوس، یک روش هندسی را به کار برد که از نظر تئوری درست بود. اما نیاز به اندازه گیری زاویههایی چنان کوچک داشت که جز با استفاده از وسایل امروزی ممکن نبود. هر چند که ارقام وی درست نبود، اما او نتیجه گرفت که خورشید حداقل باید هفت برابر بزرگ تر از زمین باشد و لذا گردش خورشید به دور زمین که در آن زمان رایج بود، غیر منطقی دانست.
اختر شناسان بعدی حرکات اجرام آسمانی را بر مبنای این نظریه مورد مطالعه قرار دادند که زمین ساکن است و در مرکز عالم قرار دارد. نفوذ و سلطه این نظریه تا سال 1543، یعنی تا زمانی که کوپرنیک (Nicilaus Copernicus) کتاب خود را منتشر کرد و با پذیرش عقیده آریستاکوس، زمین را برای همیشه از مرکز جهان بودن بیرون راند، حاکم بود.
- یکی دیگر از روش هایی که با آن میتوان فاصلههای کیهانی را محاسبه کرد، استفاده از روش پالاراکس (Paralax) است.
· روش دیگر استفاده از مثلثات است. بطلیموس با استفاده از مثلثات توانست فاصله راه را از روی پارالاکس آن تعیین کند و نتیجهاش با رقم پیشین، که بوسیله هیپارکوس به دست آمده بود، تطبیق میکرد.
البته امروزه روش های مختلف دیگری که خیلی دقیق تر از روش های فوق است، فاصله خورشید از زمین به طور متوسط تقریباً، برابر 5‚149 میلیون کیلومتر است. این فاصله متوسط را واحد نجومی با علامت اختصاری A.U مینامند و فاصلههای دیگر در منظومه شمسیرا با این واحد میسنجند.
سير تحولی و رشد با گسترش روز افزون علم و ساخت تلسکوپ های دقیق دانشمندان، در اندازه گیری ابعاد جهان روز به روز به نتایج جدیدتری نائل میشدند. با ساخته شدن و گسترش این وسایل اندازه گیری، دید بشر نسبت به جهان نیز تغییر یافت. به عنوان مثال با چشم غیر مسلح تقریباً میتوانیم در حدود 6 هزار ستاره را ببینیم، اما اختراع تلسکوپ ناگهان آشکار کرد که این فقط جزیی از جهان است.
هر چند با به وجود آمدن وسایل دقیق اندازه گیری، دانش نیز نسبت به جهان هستی، گسترش پیدا میکرد، اما نظریههای مختلفی توسط دانشمندان ارائه میگردد. از جمله دانشمندانی که نسبت به ارایه این نظریهها اقدام کردند میتوان به هرشل ویلیام(Wiliam Herschel) ، اختر شناس آلمانی الاصل انگلیسی یا کوبوس کورنلیس کاپیتن (Jacobus cornelis kapteyn) ، اخترشناس هلندی، شارل مسیر (Charles Messier) و هابل و … اشاره کرد.
پايان جهان کجاست؟
سرانجام بعد از تحقیقات گسترده توسط پیچیدهترین تلسکوپ ها، دانشمندان دریافتند که:
· غیر ازکهکشان ما، کهکشان های دیگری نیز وجود دارد.
· کهکشان هایی وجود دارند که جرم آن ها بیشتر از کهکشان ماست.
بر اساس مقیاس جدید فاصلهها، سن زمین حد اقل 5 میلیارد سال است و این حد با حدسیات زمین شناسان در مورد سن زمین مطابقت دارد.همچنین تلسکوپهای جدید وجود خوشههای کهکشانی را نشان میدهد. نیز ظاهراً کهکشان ما جزیی از یک خوشه محلی است که شامل ابرهای ماژلان، کهکشان امرأة المسلسله و سهها ، کهکشان کوچک نزدیک آن و چند کهکشان کوچک دیگر هست که روی هم رفته نوزده عضو را تشکیل میدهند.
اگر کهکشان ها خوشه ها را و خوشهها نیز خوشههای بزرگ تری را تشکیل میدهند، آیا میتوان گفت که جهان و به تبع آن فضا ، تا بی نهایت گسترده شده است؟ یا این که چرا برای جهان و چه برای فضا انتهایی وجود ندارد؟ در هر حال، دانشمندان با وجود این که با تخمین میتوانند تا فاصله 9 میلیارد سال نوری چیزهایی را تشخیص دهند، ولی هنوز هم نشانهای از پایان جهان پیدا نکردهاند.
پيامی از آن سوی ستارگان
تلاش فيزيكدان ها براى آشكارسازى پيامى از شعور خلاق جهان
آيا ممكن است امواج كيهانى كه در سرتاسر جهان پراكنده اند، حاوى پيامى از سوى آفريدگار جهان براى انسان و ساير موجودات ذى شعور هستى باشند؟ هرچند شايد اين مطلب براى شما همانند يك اسطوره به نظر برسد، اما اينك دو فيزيكدان به نام هاى استفن هسو (Stephen Hsu) و آنتونى زى (Anthony Zee) فعالانه سعى در كشف چنين پيامى دارند. اين دو فيزيكدان بر اين باورند كه چنانچه شعورى خلاق، جهان ما را آفريده باشد، ممكن است نشانه هايى از حضور خود را در تابش زمينه ميكروموج كيهانى (يعنى همان امواج باقى مانده از زمان آفرينش جهان يا مهبانگ) برجاى گذاشته باشد. به عقيده هسو و زى ممكن است انسان طى ۲۰ تا ۳۰ سال آينده به جايى برسد كه بالاخره قادر به آشكارسازى اين پيام كيهانى باشد.
هسو كه فيزيكدان متخصص ذرات بنيادى در دانشگاه اورگان آمريكاست، در اين باره مى گويد: «گاهى اوقات به اين فكر مى كنم كه شگفت انگيزترين حادثه اى كه ممكن است در طول زندگى ام اتفاق بيفتد چه چيزى مى تواند باشد. مثلاً شايد ارتباط با يك تمدن فرازمينى و ساكنان فضايى آن و يا... اما هيچ رويدادى به اندازه دريافت پيامى كيهانى از سوى آفريدگار، شگفت انگيز و براى بشريت، تاثيرگذار نخواهد بود.» اگرچه عاملى كه موجب آفرينش جهان ما شده همچنان براى انسان ناشناخته است اما شواهد خوبى در دست داريم كه جهان ما در حدود ۷/۱۳ ميليارد سال پيش و در انفجارى از نور ايجاد شد و شروع به گسترش كرد. البته بايد توجه داشت انفجارى كه منجر به ايجاد جهان ما شد، همانند يك انفجار معمولى نبود. اين انفجار، همانند انفجار يك بمب در مركز كيهان نبود كه پس از آن، انبوه ذرات ماده در خلاء جهان پراكنده شده باشند. بلكه اين انفجار، انفجار خود فضا بود و در همه جا رخ داده بود و اين خود فضا بود كه پس از آن همانند جداره يك بادكنك شروع به انبساط كرد.
در اولين لحظات پس از اين انفجار كيهانى، جهان ما به واسطه انرژى حاصل، مملو از ذرات بنيادى (و از جمله فوتون هاى نور) شد. با توجه به آن كه مهبانگ، خود يك انفجار فراگير و بدون مركز بود، نور حاصل از اين انفجار نيز نورى فراگير و بدون مركز بود كه در تمامى گستره جهان حضور داشت. اما چگالى ماده در جهان اوليه به حدى بود كه امكان گسترش آزادانه اين نور وجود نداشت، ولى پس از گذشت تنها ۳۸۰ هزار سال از زمان آفرينش هستى و ادامه فرآيند انبساط جهان، چگالى ماده به حدى كاهش يافت كه جهان در مقابل نور، شفاف شد و نور فراگير مهبانگ، به ناگهان در تمامى جهان گسترش يافت.
امروز نيز با گذشت ۷/۱۳ ميليارد سال از آفرينش جهان، هنوز هم نور آن در تمامى گستره كيهان وجود دارد. اما طول موج اين نور، به واسطه انبساط جهان افزايش يافته به طورى كه بخش اصلى انرژى آن در خارج از حوزه مرئى و در محدوده ميكروموج ها واقع شده و به همين دليل هم فيزيكدان ها اين نور آفرينش را «تابش زمينه ميكروموج كيهانى» (Cosmic Microwave Background Radiation) نام گذاشته اند. اين تابش كيهانى، ويژگى بسيار جالبى دارد. همان طور كه مى دانيم، هر موجى در جهان، منبع خاصى دارد و هرچه از منبع آن دورتر شويم، شدت موج مزبور كاهش مى يابد. اما چون امواج زمينه كيهانى، امواجى بدون مركز و فراگير هستند، از هر كجاى جهان - چه از كره زمين و چه از دورترين كهكشان ها - كه بررسى شوند، داراى شدت و الگوى يكسانى خواهند بود. آنتونى زى در اين باره مى گويد: «تابش زمينه كيهانى، بسان يك تابلوى عظيم آسمانى است و تمامى موجودات ذى شعور ساكن سيارات جهان، قادر به مشاهده آن هستند، حتى اگر اين موجودات، پنج سر و سه چشم داشته باشند و حتى اگر بيولوژى آن ها مبتنى بر كربن نباشد.»
تابش زمينه ميكروموج كيهانى، افت و خيزهاى دمايى بسيار اندكى دارد كه حاصل افت و خيزهاى چگالى ماده در جهان اوليه است. دقيق ترين اندازه گيرى هاى انجام شده تاكنون در مورد افت و خيزهاى اين تابش توسط كاوشگر WMAP ناسا كه در سال ۲۰۰۱ به فضا پرتاب شد، صورت گرفته است. نتيجه اين اندازه گيرى ها عموماً در قالب نمودارى كه اختلاف دماى فوتون هاى اين تابش را بر حسب توزيع زاويه اى آن ها در گستره آسمان نشان مى دهد به تصوير كشيده مى شود. بررسى نمودار حاصل از اندازه گيرى هاى انجام شده تاكنون، وجود پيامى كدگذارى شده در آن را نشان نمى دهد. اما از آن جايى كه ميزان خطاى موجود در اندازه گيرى هايى كه تاكنون انجام شده نسبتاً بالاست، هنوز نمى توان گفت كه قطعاً پيامى در اين سيگنال ها وجود ندارد.
هسو و زى معتقدند كه در آينده و با انجام اندازه گيرى هاى دقيق تر از اين تابش كيهانى (تا حدى كه ضريب خطا به ميزان يكصد برابر فعلى كاهش يابد) جزئيات نمودار، خود را نشان خواهد داد و در آن هنگام، امكان آشكارسازى پيام احتمالى نهفته در اين تابش، ميسر خواهد شد.
در اوايل سال گذشته ميلادى، اين دو فيزيكدان حتى توانستند ميزان گنجايش اطلاعاتى تابش زمينه كيهانى را محاسبه كنند. گنجايش اطلاعاتى اين تابش، عملاً به ميزان افت و خيزهاى آمارى امواج آن وابسته است. بنابر محاسبات انجام شده، اين امواج مى توانند پيامى به حجم يكصد هزار بيت اطلاعات را در خود ذخيره و كدگذارى نمايند و اين ميزان اطلاعات، به اندازه لازم زياد هست كه بتواند پيامى عميق و بنيادى را از سوى آفريدگار به انسان (و ساير موجودات هوشمند جهان) منتقل نمايد.
اما محتواى چنين پيامى احتمالاً چه خواهد بود؟ هسو معتقد است كه چنين پيامى احتمالاً همانند يك كليد است كه حقيقتى بنيادين را بر انسان خواهد گشود. اما فعلاً بايد صبر كرد. شايد تا ۲۰ الى ۳۰ سال آينده، پيام آفريدگار، در اين نجواى فراگير كيهانى، خود را بر انسان آشكار كند.
New Scientist, 24 Dec. 2005
اميد گل محمدی نابغه اا ساله ايرانی .
4 سال پيش خانواده اي همراه با پسر 8 ساله خود به آمريكا مهاجرت كردند اميد گل محمدي امسال در سن 11 سالگي موفق به كسب اجازه ورود به دانشگاه State در لوس آنجلس براي اخذ دكترا در سه رشته رياضي ,فيزيك و كيهان شناسي شد.
بنابر گزارشی از ای بی سی سون ، دانشگاه State اعلام كرد كه در سال حدود 300 دانشجو مي پذيرد كه شرط ورود به دانشگاه مبني بر معدل و نمره بالاست كه اميد پنجمين نفر واجد شرايط در بين اين 300 نفر بوده است .او همچنين با استعداد وافر خود به ( مجري فوق العاده ) در رياضي شفاهي نيز لقب داده شده است .
اميد به Daily News گفته است كه:برنامه حضور در دانشگاه را در تابستان به تأخير انداخته است چون قصد سفر به ايران را دارد.
او به Daily News گفت:وقتي براي اولين بار وارد كلاس شدم 21 جفت چشم با حيرت به خاطر كمي سنم به من زل زده بودند ومن از همانجا براي رسيدن به اهدافم راسخ تر شدم.او گفته بود كه در آمريكا همه چيز در مدارس خيلي خوب هست زمينهاي بزرگ برای بازي و فرصتهاي مختلف براي پيشرفت بسيار است .
او گفت :من گام در راهي سخت گذاشته ام اما فكر مي كنم اين هدف در اينجا شدني است و من مي خواهم دنباله رو Albert Einstein و Stephen Hawking باشم.او گفته بود 4 سال پيش كه من و خانواده ام به آمريكا مهاجرت كرديم در حقيقت من با هدف فرا گيري انگليسي شروع كردم واما الان....
زياد خواندن باعث عدم يادگيری می شود .
استاد رشته رياضي دانشگاه شهيد بهشتي و از مولفان مجله"رشد" گفت: زياد خواندن موجب عدم يادگيري در بين دانشآموزان ميشود. دكتر"زهرا گويا" روز پنجشنبه در جمع دانش آموزان شركتكننده در هشتمين كنفرانس ملي رياضي در تالار فارابي دانشگاه شهركرد افزود: خواندن بيش از حد ظرفيت ذهن ، باعث انباشت مطالب و در نتيجه منجر به فراموشي در يادگيري ميشود.
وي تصريح كرد: فراگيري علوم به ويژه علوم رياضي بايد همراه با چالش و پرسشگري باشد و بايد در امر آموختن به ظرفيتهاي ذهني نيز توجه كرد. به گفته وي، فشار خانوادهها براي زياد درس خواندن دانشآموزان و تيزهوشي آنها، موجب ايجاد اضطراب در بين دانشآموزان خواهد شد. گويا گفت: تيزهوشي از نظر علمي معيارهاي خاص خود را دارد و پرحجمي و فشار براي فراگيري درس از سوي خانوادهها بزرگترين لطمه را به دانشآموزان وارد ميكند و ظرفيت ذهني او را دچار مشكل خواهد كرد.
اين استاد دانشگاه شهيد بهشتي تهران يادآورشد:ايجاد چالش در رياضي براي كودكان و دانشآموزان موجب توجه بيشتر به فراگيري خواهد شدوتابستان بهترين زمان براي ايجاد چالش در فراگيري رياضي است. گويا بيان داشت: توجهبيش ازاندازه كودكان بهبازيهاي يارانهايو كامپيوتر به دليل وجود چالش در اين بازيها و نتيجهگيري و پيروزي مجازي است.
تلويزيون تاثير ِيادگيری را کاهش می دهد .
پدر و مادرها همواره به فرزندان خود توصيه ميكنند جلوي تلويزيون درس نخوانيد. اكنون تحقيقات جديد درست بودن اين توصيه را ثابت كرده است. هرچند در دنياي امروز كه به سرعت درحال حركت است انجام هم زمان چند كار ضروري به نظر ميرسد، اما نتايج يك تحقيق جديد نشان ميدهد حواس پرتي بر نحوه ی يادگيري تاثير ميگذارد و دانشي كه اين گونه كسب شده در آينده استفاده از آن دشوارتر است.
به گزارش پايگاه اينترنتي آسوشيتدپرس، اين مطالعه كه در مجله Proceedings of the National Academyمنتشر شده است علت اين پديده را روشن كرده است. "راسل اي. پولدراك" استاد روانشناسي دانشگاه "كاليفرنيا" در لسآنجلس ميگويد: حتي اگر با وجود حواس پرتي بتوان چيزي ياد گرفت، اما حواس پرتي نحوه ی فراگيري را تغيير ميدهد بطوري كه كارايي و سودمندي كم تري خواهد داشت. اين امر ميتواند شمار زيادي از جوانان را تحت تاثير قرار دهد. مطالعه بنياد "كايزر فميلي" سال گذشته نشان داد دانش آموزان كلاس سوم تا دوازدهم بطور متوسط روزانه 6 ساعت و نيم از وقت خود را صرف تماشاي تلويزيون، ويديو، گوش كردن به موسيقي، انجام بازيهاي ويديويي و كار با رايانه اختصاص ميدهند.
آن گونه كه پولدراك ميگويد يادگيري در مغز به دو شيوه ی مختلف اتفاق ميافتد. يك روش فراگيري اخباري خوانده ميشود كه در آن بخش گيجگاهي مياني مغز دخالت دارد و با فراگيري حقايق فعال كه ميتوان آن ها را به خاطر آورد و با انعطاف زيادي بكار برد، سر و كار دارد. روش ديگر بخش استرياتوم مغز دخالت دارد و يادگيري عادتي ناميده ميشود. پولدراك گفت: به طور مثال براي يادگيري يك شماره تلفن به راحتي ميتوان با يادگيري اخباري آن را حفظ كرد و در موارد مورد نياز آن را به خاطر آورد. دومين راه به خاطر سپردن شماره تلفن از طريق عادت است به اين صورت كه هنگامي كه هزار بار شماره ی تلفني را ميگيريد حتي اگر بطور آگاهانه اين شماره را به خاطر نياوريد ميتوانيد به سمت تلفن برويد و شماره را بگيرد. اين محقق ميافزايد حفظ كردن روش بسيار مفيدتري است. اگر از روش عادت استفاده ميكنيد بايد كنار دستگاه تلفن باشيد تا بتوانيد شماره مورد نظر را دوباره بگيريد. پولدارك گفت: مشكل اين است كه به نظر ميرسد اين دو نوع روش فراگيري با يكديگر در رقابتند و هنگامي كه حواس فرد پرت ميشود يادگيري عادتي جايگزين فراگيري اخباري ميشود.
در جهان امروز كه بايد چند وظيفه را با هم انجام داد، افراد بايد متوجه اين نكته باشند. هنگامي كه يك كودك تلاش ميكند مفاهيم و اطلاعات جديدي را بياموزد ، حواس پرتي به قدرت فراگيري آسيب او ميرساند. اين بدان معنا نيست كه وجود يك محيط ساكت ضروري است.موسيقي ميتواند به فراگيري كمك كند چراكه موسيقي فرد را شادتر ميكند. اين محقق معتقد است به طور كلي چيزهايي كه موجب حواس پرتي ميشوند تقريباً همواره مضر هستند.
مغز مانند يک کامپيوتر بوت می شود .
هنگامی كه در بامداد چشمانمان را باز می كنیم، ساقه مغزی جریانی از یك ماده شیمیایی به نام اكسیدنیتریك را به بخش دیگری از مغز به نام تالاموس می فرستد و بعد تالاموس پیام های حسی را به مناطق دیگر مغز رله می كند.اكسیدنیتریك مانند بوت شدن سیستم عامل یك كامپیوتر كه پیش از شروع برنامه های پیچیده تر انجام می شود، كاركردهای خاصی از مغز را به راه می اندازد كه زمینه را برای عملیات پیچیده تر مغزی آماده می كند.در اولین لحظات روز اطلاعات حسی سیستم را فرا می گیرد نور درخشان آفتاب به درون اتاق می آید، ساعت شماطه دار زنگ می زند و همه این ها باید پردازش و سازماندهی شوند تا مغز بتواند محیط اطرافش را درك كند و وظایف پیچیده تر را انجام دهد.دواین گادوین استادیار دانشگاه ویك فارست و سرپرست این تحقیق كه موسسه ملی چشم آمریكا اعتبار آن را فراهم كرده است می گوید: «بخش متفكر مغز نوعی استنسیل كردن را بر روی اطلاعات ورودی انجام می دهد و كار اكسیدنیتریك این است كه كیفیت این استنسیل را بهبود می بخشد.» این یافته درك دانشمندان از نقش اكسیدنیتریك را در مغز تغییر می دهد و همچنین آن ها را به بازاندیشی در كاركرد تالاموس كه این ماده در آن آزاد می شود واداشته است.قبلاً تصور می شد كه تالاموس یك ساختار نسبتاً ابتدایی است، نوعی دروازه كه یا باز است و عبور اطلاعات حسی را برای جریان یافتن به سوی قشر مغز كورتكس بخش عالی تر مغز اجازه می دهد یا كاملاً آن را قطع می كند. گادوین می گوید كه این پژوهش جدید نشان می دهد كه دقیق تر آن است كه تالاموس را نه به عنوان دروازه بلكه به عنوان یك نگهبان باشگاه تصور كرد كه تنها كارش این نیست كه موج افرادی را كه می خواهند داخل شود به درون راه دهد یا اصلا مانع ورود هركسی شود، بلكه آن تك تك افراد را برای ورود یا عدم ورود انتخاب می كند. گادوین توضیح داد: «بینایی به جای آن كه فرآیندی مستقیم از چشم تا قشر مغز باشد، بیشتر به صورت یك حلقه یا قوس است. تالاموس در این درك جدید نه فقط نقش تنظیم كننده ندارد، بلكه كارهدایت و فرماندهی را هم انجام می دهد.» گادوین گفت:«تحقیق ما نقشی منحصربه فرد را برای اكسیدنیتریك نشان می دهد.این یافته جدید ممكن است به درك ما از بیماری هایی كه درآن ها پردازش شناختی در مغز دچار اشكال است مثلا اختلال پرفعالیتی و کم توجهی ADHD و اسكیزوفرنی كمك كند وهمچنین دانش پایه ای ما درباره چگونگی ادراك ما از جهان اطرافمان را ارتقا می دهد»
LiveScience.com
دانش آموزان ديگر تکليف نمی نويسند .
خبرگزاری ايسنا- شنبه 14 آبان 1384
معاون آموزش و پرورش شهر تهران با اعلام اجراي طرح كيفيت بخشي آموزشي در مدارس پايتخت گفت: تمرين از اين پس جايگزين تكليف دانشآموزان ميشود.
عراقينيا با اشاره به تعريف مجدد تمامي فرايندهاي كنوني آموزش و پرورش تصريح كرد: متاسفانه در آموزش كنوني، دانشآموزان به خاطر نمره، تهديد ميشوند كه درس بخوانند؛ لذا اين روش هم اكنون تعريف مجدد شده و معلمان به جاي انتقال تک روشي آموزش در گروه تدريس كرده و به جاي انتقال مطالب معلم، اكتشاف دانشآموزي صورت ميگيرد.
وي با تاكيد بر دانشآموزمحوري و فعاليت محوري در آموزش هاي كنوني و تبديل نقش معلم به راهنما، مشاور و تسهيلگر گفت: به علاوه در يادگيري تلاشمدار، دانشآموز به ياد گيرنده، تبديل و خطاهاي وي پذيرفته شده و از آن ها استدلال خواسته ميشود. به گفته عراقينيا از آن جا كه رونويسي دروس، سبب رنج و زحمت دانشآموزان ميشود، لذا در طرح كيفيت بخشي از اين پس معلمان به جاي ارائه تكليف، دانشآموزان را وادار به تمرين و پويايي در دروس ميكنند.
شرط 10 دلاری يک دانش آموز شارلاتان !
ایسکا نیوز- چهارشنبه 29 شهريور 1385
دانش آموز ابله 16 ساله آمریکایی که شرط کوبیدن کفش به سر معلم را به دوستش باخت پس از ارتکاب جرم به محاصره پلیس درآمد و بازداشت شد.به گزارش سرویس حوادث ایسکانیوز، دیوید که در دبیرستان ریور دال فلوریدا درس می خواند دیروز با دوستش 10 دلارشرط بست تا با کفش محکم به سر معلم بکوبد. دانش آموز تبهکار، پیش از جرم ابتدا 10 دلار را از دوستش گرفت و به کلاس درس رفت. همین که معلم پای تخته رفت تا معادله ریاضی را حل کند، دیوید آرام آرام پشت او حرکت کرد و با کفش خود محکم به سرش کوبید، بعد هم بلند بلند خندید . گزارش ایسکانیوز می افزاید: با شکایت معلم ریاضی، این دانش آموز ابله دستگیر و با قرار سنگین روانه بازداشتگاه شد.
خروج 20 تومور از صورت مرد فيلنماي چيني
يک تيم از جراحان با انجام جراحي 8 ساعته بيش از 20 تومور را ازصورت مرد 22 ساله اي در چين خارج ساختند.
به گزارش مهر، پزشکان بيمارستان خلق شماره 9 شانگهاي اعلام کردند: اين عمل آخرين مرحله از سري جراحي ها روي صورت اين مرد که در محل سکونت خود به مرد صورت فيلي مشهور است، بود.هفت پزشک در جريان اين عمل تودههاي بزرگ تومورهاي فيبري عصبي را از قسمتهاي پيشاني، گونهها، بيني و فک وي خارج ساختند.
بزرگترين چالشي که پزشکان با آن سروکار داشتند جلوگيري از خونريزي شديد و آسيب رساندن به شبکه هاي عصبي به جاي تومورها بود.
يک برآمدگي کوچک از سن دو سالگي روي يکي از گونه هاي اين مرد به وجود آمد. با رشد تومورهاي بزرگ روي صورت، بينايي چشم راست وي تقريبا از بين رفت.
بنا بر گزارش شانگهاي ديلي، پزشکان اعلام کردند: اين تومورها در پي شيوع يک بيماري ژنتيکي روي صورت پديدار شد و تنها درمان آن جراحي بود.
مسئولان بيمارستاني 4 هزار ميلي ليتر خون براي اين عمل جراحي آماده کردند در حالي که تنها يک هزار ميلي ليتر آن مصرف شد. جراحان ابراز اميدواري کردند: اين مرد بينايي خود را بازيابد
اگر چیزی را می دانید در اختیار کسی که نمی داند و می پرسد قرار بدهید.نترسید که اگر به او بگویید بیشتر از شما خواهد دانست.چراکه دیر یا زود از کس دیگری خواهد پرسید.پس نام نیکوی یاد دهنده دانش به او را از آن خود کنید